معنی دهرنکوهی
6 بازدید
[ دَ نِ ] (حامص مرکب) صفت دهرنکوه. (یادداشت مؤلف). بدگویی و شکایت از دنیا و نکوهش بخت. (ناظم الاطباء). شکایت دنیا کردن و بد او گفتن باشد چه دهر به معنی دنیا و عالم سفلی و نکوهی به معنی عیب جویی و بدگویی باشد. (برهان) (آنندراج). مذمت و شکایت از روزگار. (از شرفنامهٔ منیری). - دهر نکوهی کردن؛ به نکوهش و مذمت دنیا پرداختن : دهر نکوهی مکن ای نیک مرد دهر بجای من و تو بد نکرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «دهرنکوهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر