معنی دهانآلای
6 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) دهان آلاینده. که دهن را آلوده سازد. (یادداشت مؤلف): نیست بر من روزه در بیماری دل زان مرا روزه باطل می کند اشک دهان آلای من. خاقانی.
کلمات همقافیه با «دهانآلای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر