معنی ده‌آقا

معنی ده‌آقا

7 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه که نام قدیمی آن پوانک است. آب آن از قنات. سکنهٔ آن ۱۳۹ تن می باشد. در یکهزار گزی این ده مغاره ای است که قسمتی از آن را کشف کرده اند ولی به آخر آن نرسیده اند. قطرات آب از سقف می چکد و یخ می بندد و یخ آن بسیار صاف و مرمرین است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد. واقع در ۲۰هزارگزی باختر راه خرم آباد به الشتر دارای ۲۴۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه هاست و ساکنین آن از طایفهٔ کولیوندند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سربند پایین بخش سربند شهرستان اراک. واقع در ۲۱هزارگزی جنوب خاوری آستانه. دارای ۱۶۷ تن سکنه است. آب آن از قنات و چشمه. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «ده‌آقا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید