معنی دنگکوب
8 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) دنگ کوبنده. دنگی. کسی است که مزد گیرد و به دنگ شلتوک را از پوست برآرد تا برنج را سفید کند، و در لهجهٔ شوشتری آن را دنکو گویند. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). شخصی که برنج را از پوست جدا کند. (برهان) (ناظم الاطباء). کسی که در دنگ کار کند و شلتوک کوبد. رجوع به دنکو شود.
کلمات همقافیه با «دنگکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر