معنی دنگهبنگه
8 بازدید
[ دِ گَ / گِ بُ گَ / گِ ] (ص مرکب، از اتباع) پیرمردی زل و زنده که بشتاب حرکات کند و جنبد و راه رود. چابک و چالاک. پیری جلد و بانشاط. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دنگهبنگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر