معنی دندنة
7 بازدید
[ دَ دَ نَ ] (ع مص) بانگ کردن مگس. || در جایی آمد و شد کردن مرد. || سخن گفتن به آواز خفی که به فهم نیاید. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سخن گفتن چنانکه شنوند و درنیابند. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (از مجمل اللغة).[ دَ دَ نَ ] (ع اِ) آواز مگس و زنبوران. || سخن به آواز خفی که فهم نشود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دندنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر