معنی دندن
8 بازدید
[ دِ دِ ] (ع اِ) علف سیاه خشک شده یا درخت سیاه خشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گیاه دیرینه. (مهذب الاسماء). || بیخ صلیان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ دَ دَ ] (ع اِ) سخن به آواز خفی که مفهوم نشود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به دندنة شود.
کلمات همقافیه با «دندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر