معنی دندان نهادن
6 بازدید
[ دَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) گذاشتن دندان مصنوعی در دهان. || کنایه است از قبول کردن. (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از برهان). || رغبت نمودن. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || طمع به چیزی بستن. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از برهان). || مجهز ساختن. کارگر کردن : وز فم الحوت نهادی دندان بر سر ترکش ترکان اسد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «دندان نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر