معنی دندان ساییدن
6 بازدید
[ دَ دَ ] (مص مرکب) دندان سودن. دندان غرچه کردن. احتدام. تحدم. دندان غرچه رفتن. (یادداشت مؤلف). - دندان به هم (بر هم) ساییدن؛ کنایه است از ابراز خشم و غضب کردن. (یادداشت مؤلف): حرق؛ دندان از خشم بر هم ساییدن. (ترجمان القرآن) (دهار) (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «دندان ساییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر