معنی دندان افشاندن
7 بازدید
[ دَ اَ دَ ] (مص مرکب) دندان فشاندن. دندان افکندن. دندان ریختن : تا زبان شکل است شمشیرش همه شیران رزم بس که دندانها ز بیم آن زبان افشانده اند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «دندان افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر