معنی دندان افشاردن
6 بازدید
[ دَ اَ دَ ] (مص مرکب) دندان فشردن. مقاومت و پافشاری کردن : مادرش زره بر وی راست می کرد... و می گفت دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی چنانکه گفتی به پالوده خوردن فرستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۷۸). رجوع به دندان فشردن و دندان فکندن شود.
کلمات همقافیه با «دندان افشاردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر