معنی دندانشیر
7 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) (اصطلاح گیاه شناسی) اسنان السباع. گیاه دائمی شیره دار از تیرهٔ مرکبات با برگهای فراهم و گلهای زرد روشن بر روی ساقهٔ بلند، برگهای نورستهٔ آن خام و پخته خوراکی است. دانه هایش دارای رشته هایی است به شکل چتر که باد بآسانی آنها را می برد. قاصدک. (از دایرةالمعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «دندانشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر