معنی دم گذاشتن
6 بازدید
[ دَ گُ تَ ] (مص مرکب) دم کردن. گذاشتن چای و پلو و چلو و جز آن را بر آتش ملایم تا به حد لازم پزد. (یادداشت مؤلف). و رجوع به دم کردن شود.
کلمات همقافیه با «دم گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر