معنی دم کردن

معنی دم کردن

6 بازدید
[ دَ کَ دَ ] (مص مرکب) با آتش ملایم چیزی را پختن بدون آنکه جوش آید. (ناظم الاطباء). بر آتش ملایم نهادن چنانکه چای را دم کردن و غالباً راه برون شدن بخار مایع درونی را گرفتن، چنانکه پلو را دم کردن. آب گرم بر روی گیاه دارویی یا چای بستن تا مهیا شود. (یادداشت مؤلف). ریختن مایع جوشان بر روی جسم دارویی و نگاهداری آن تا سرد شدن است و منظور بیرون کشیدن و حل برخی مواد محلول در گرما و آب گرم می باشد. مایع حاصل را دم کرده می گویند: دم کردهٔ برگها و گلها را با نیم ساعت و دم کردهٔ ریشه ها و پوستها را با دو ساعت دم کردن تهیه می کنند. دم کردن این مزیت را دارد که باعث حل مواد نشاسته ای نمی شود و دم کرده ها تقریباً زلال می باشند. (از کارآموزی داروسازی صص ۲۶ -۲۷). - دم کردن پلاو و جز آن؛ آتش را در دیگدان کم کردن و بروی دیگ آتش کردن. (ناظم الاطباء). پلو یا چلو را پس از نیم پز کردن و آبکش کردن و بار دیگر در دیگ ریخته و بر آتش ملایم نهادن و راه خروج بخار را بستن تا نیک پزد. (از یادداشت مؤلف). - دم کردن چای؛ ریختن آب جوشان بر چای خشک و ماندن تا رنگ افکند. (یادداشت مؤلف). || گرم شدن و داغ شدن با اندک رطوبتی: هوا امروز دم کرده است؛ یعنی گرم و مرطوب است. (یادداشت مؤلف). اشباع شدن مکانی از بخار بطوری که تنفس در آن مشکل باشد. - دم کردن هوا؛ بخاری گرم در هوا پیدا شدن، چنانکه در جای گرم و مرطوب به روز آفتابی. (یادداشت مؤلف). || نفخ کردن شکم: شکمم دم کرده است؛ یعنی باد (گاز) در آن بسیار شده است. (یادداشت مؤلف). || نفس کردن. نفس زدن. دم زدن. همنفس شدن. (از یادداشت مؤلف). - دم کردن با کسی (حیوانی)؛ همدم و همنفس او شدن. با او بسر بردن : چگونه تلخ نَبْوَد عیش آن مرد که دم با اژدهایی بایدش کرد.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «دم کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید