معنی دم برداشتن
9 بازدید
[ دُ بَ تَ ] (مص مرکب) دم گرفتن چنانکه اسب و شتر کنند. بلند کردن دم. (یادداشت مؤلف): اکتیار؛ دم برداشتن ناقه وقت گشنی یا دم برداشتن اسب در دویدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دم برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر