معنی دمیری
10 بازدید
[ دَ ری ی ] (ص نسبی) منسوب است به دمیرة که دهی است در مصر. (از لباب الانساب).[ دَ ری ی ] (اِخ) عبدالوهاب بن خلف، معروف به خلف. از راویان بود و به سال ۲۷۰ هـ . ق. در دمیرة درگذشت. (از لباب الانساب).[ دَ ری ی ] (اِخ) کمال الدین ابوالبقاء محمدبن موسی بن عیسی شافعی. متولد ۷۴۲ و متوفی به سال ۸۰۸ هـ . ق. در دمیرهٔ مصر بدنیا آمد و پس از تحصیل به گفتن شعر و تدریس حدیث پرداخت. از آثار اوست: ۱ - حیوةالحیوان، که در دو نسخهٔ کوچک و بزرگ آن را ترتیب داد، بارها تجدید چاپ شده و بخش بزرگی از آن به زبان انگلیسی ترجمه گردیده است. ۲ -الجوهر الفرید فی علم التوحید. ۳ -النجم الوهاج فی شرح المنهاج در ۴ جلد. (از معجم المطبوعات مصر) (از یادداشت مؤلف). کمال الدین محمدبن موسی (حدود ۷۴۲ -۸۰۸ هـ . ق.)، فقیه شافعی و عالم تفسیر و حدیث و ادب، متوفای قاهره. در آغاز از راه خیاطی امرار معاش می کرد، و سپس به تحصیل علم پرداخت و به جایی رسید که اجازهٔ تدریس و فتوی یافت. در جامع ازهر تدریس کرد. سالها عبادت ورزید و اغلب روزه داشت، بین سال های ۷۶۲ و ۷۹۹ هـ . ق. شش بار به سفر حج رفت. شهرت دمیری به سبب کتاب حیات الحیوان اوست. اثر دیگرش الدیباجة در شرح سنن ابن ماجة است. رجوع به ریحانةالادب و مآخذ آن و دایرةالمعارف فارسی شود.
کلمات همقافیه با «دمیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر