معنی دمیره
9 بازدید
[ دَ رَ ] (اِخ) دو ده است به سمنودیه، از یکی از آنهاست عبدالوهاب بن خلف و عبدالباقی بن حسن که محدثانند. (منتهی الارب). شهرکی است بر مشرق رود نیل، آبادان و بانعمت و از وی جامه های کتان خیزد مرتفع و باقیمت. (حدود العالم). قریهٔ بزرگیست که در ساحل نیل و راه دمیاط واقع شده است. (از معجم البلدان ).[ دَ رَ ] (اِخ) ده بزرگیست که در ساحل رود نیل و راه دمیاط و روبروی قریه ای دیگر همنام خود شده است. (از معجم البلدان ).
کلمات همقافیه با «دمیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر