معنی دمنهدانی
7 بازدید
[ دَ نَ / نِ نی ] (اِ مرکب) دمله دانی. لته و کهنهٔ پیچیده ای که در سوراخ تنور گذارند تا بخار آن بیرون نرود. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری) (از آنندراج) (از برهان) (از انجمن آرا): آن ریش چنان نمی پسندند صاحب طبعان این زمانی زیرا که به هیچ کار ناید الا زِبَرای دمنه دانی.کمال اسماعیل.
کلمات همقافیه با «دمنهدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر