معنی دملوق
6 بازدید
[ دُ ] (ع اِ) سنگ تابان گرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دُمَلِق. (اقرب الموارد). رجوع به کلمهٔ مزبور شود. || نباتی است کوچکتر از عرجون که در ریگستان و مرغزارها روید. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دملوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر