معنی دمشقی
6 بازدید
[ دِ مِ / مَ ] (ص نسبی) منسوب به دمشق. (ناظم الاطباء). || نام نوعی شمشیر. (نوروزنامه).[ دِ مَ ] (اِخ) یکی از مترجمین و نقلهٔ کتب است در قرون اولیهٔ اسلامی عربی. (از الفهرست ابن ندیم).[ دِ مِ / مَ ] (اِخ) شمس الدین ابوعبداللََّه محمدبن ابی طالب انصاری دمشقی صوفی، معروف به شیخ ربوة. یکی از اعجوبه های زمان خود بود و در بیشتر علوم آگاهی و نوشته هایی داشت. از آثار اوست: ۱ - السیاسة فی علم الفراسة. ۲ -نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر. او به سال ۶۵۴ هـ . ق. متولد شد و به سال ۷۲۷ درگذشت. (از معجم المطبوعات مصر).[ دِ مَ ] (اِخ) صدرالدین ابوعبداللََّه محمدبن عبدالرحمان دمشقی عثمانی شافعی. قاضی القضاة سرزمین سغد و از مؤلفان بود. او راست: رحمة الامة فی اختلاف الائمة (در فروع فقه شافعی) و آن را به سال ۷۸۰ هـ . ق. بپایان رسانده است. (از معجم المطبوعات مصر).
کلمات همقافیه با «دمشقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر