معنی دمسردی
7 بازدید
[ دَ سَ ] (حامص مرکب) صفت و حالت دم سرد. || گفتن سخنهای سرد و بی اثر: ز دم سردی واعظان پر مجوش غفور است ایزد تو ساغر بنوش. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دمسردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر