معنی دمسرد
7 بازدید
[ دَ سَ ] (ص مرکب) که دارای باد سرد است. که هوای سرد دارد. با باد و هوای سرد: شبی دم سرد چون دلهای بی سوز برات آورده از شبهای بی روز.نظامی. || کسی که سخن بی اثر می گوید. (ناظم الاطباء). کنایه از کسی که سخنش درنگیرد. (آنندراج): تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم. حافظ.
کلمات همقافیه با «دمسرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر