معنی دمدمة
6 بازدید
[ دَ دَ مَ ] (ع مص) هلاک کردن. (دهار) (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن جرجانی ص ۴۹). هلاک و نیست گردانیدن کسی را. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خشم کردن. (دهار). خشم گرفتن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن جرجانی ص ۴۹). گفتن کسی را در خشم. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). به خشم سخن گفتن با کسی. (از اقرب الموارد). || بر زمین چفسانیدن چیزی را. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || اندوهگین کردن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دمدمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر