معنی دمخور
8 بازدید
[ دَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) همدم. همنفس. همنشین و همفکر: دمخور بودن یا نبودن کسی را؛ با وی انیس و جلیس و همدل بودن یا نبودن. سازگار بودن یا نبودن. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دمخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر