معنی دمجنبانک
6 بازدید
[ دُ جُمْ نَ ] (اِ مرکب) صفراغون. طرغلودیس. دم به آب زنک. خاطف ظله. رفراف. دم تک. عصفورالشوک. (یادداشت مؤلف). پرنده ای است کوچک از راستهٔ سبکبالان جزو گروه دندانی نوکان، خاکستری رنگ به اندازهٔ گنجشک که غالباً در کنار آب نشیند و دم خود را حرکت دهد. دمتک. دمسنجه. طرغلودیس. عصفورالشوک.
کلمات همقافیه با «دمجنبانک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر