معنی دمالیج
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) زمینهای سخت. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || جِ دُملوج. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): عن ابی عبداللََّه (ص) فی قوله عزوجل: الا ما ظهر منها، قال الزینة الظاهرة... القلائد و القرطة و الدمالیج و الخلاخیل. (مکارم الاخلاق طبرسی). || القی دمالیجه؛ ای ثقله و متاعه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و رجوع به دملوج شود.
کلمات همقافیه با «دمالیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر