معنی دماغ داشتن

معنی دماغ داشتن

5 بازدید
[ دَ / دِ تَ ] (مص مرکب) مست و سرخوش بودن و حالت نشاط داشتن. (ناظم الاطباء). || حوصله و تحمل داشتن. طاقت و توان داشتن. (یادداشت مؤلف): تو اگر دماغ داری گل نسبتی بکن بو به ازین نچیده باشی گل باغ آشنایی. ملا نسبتی (از آنندراج). دلم گرفته به حدی که میل باغ ندارم به قدر آنکه بچینم گلی دماغ ندارم. ؟ (از یادداشت مؤلف). - دل و دماغ داشتن؛ نشاط و حوصله داشتن. حال و حالت داشتن. (یادداشت مؤلف). - دماغ کار نداشتن؛ حال و حوصله و میل کار نداشتن. (یادداشت مؤلف). - دماغ کسی نداشتن؛ حوصلهٔ کسی را نداشتن. کسی را تحمل نکردن : به هر کس نیست باشد روی آن حرف پریرو را همین از ناز آن بدخو دماغ من نمی دارد. راقم (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «دماغ داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید