معنی دماغآشفته
5 بازدید
[ دَ / دِ شُ تَ / تِ ] (ص مرکب) دماغ باخته. (آنندراج). دیوانه که اختلال حواس دارد. که مَشاعر آشفته دارد. (یادداشت مؤلف): همچو شاخ گل طبیب هر دماغ آشفته شو هوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش. سیلم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دماغآشفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر