معنی دلوکة
7 بازدید
[ دَ کَ ] (اِخ) دختر رَیّا. بنابه قول صاحب معجم البلدان، زنی است که پس از غرق شدن فرعون و یارانش در رود نیل، بر تخت سلطنت مصر نشست. و او زنی عاقل و مجرب و صاحب نظر بود و در آن هنگام یکصد سال از عمر وی می گذشت. او چون از حملهٔ دشمنان بر ملک مصر بیم داشت دیواری بر گرد آن ملک بنا کرد که به حائطالعجوز مشهور است. و رجوع به معجم البلدان ذیل مادهٔ حائطالعجوز شود.
کلمات همقافیه با «دلوکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر