معنی دلولة
6 بازدید
[ دُ لَ ] (ع مص) رهنمونی کردن و توفیق راست کرداری دادن. (آنندراج). ارشاد کردن . هدایت نمودن. (از اقرب الموارد). دلالة. رجوع به دلالة شود.
کلمات همقافیه با «دلولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر