معنی دلوح
8 بازدید
[ دَ ] (ع ص) بسیارآب. گویند: سحاب دلوح؛ یعنی ابر بسیارآب. ج، دُلُح. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ دُ ] (ع مص) راه رفتن به کوتاه گام با بار گران بر پشت. (از منتهی الارب). گران بار رفتن. (المصادر زوزنی). زیر بار گران رفتن. (تاج المصادر بیهقی). با قدمهای کوتاه راه رفتن شخص بسبب سنگینی بار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دلوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر