معنی دلوج
6 بازدید
[ دَ ] (ع ص) صفت است مصدر دُلوج را. آنکه بار را با سنگینی بلند کند. (از ذیل اقرب الموارد از لسان).[ دُ ] (ع مص) تهی کردن شیردوشه را از شیر در کاسه. (از منتهی الارب). منتقل کردن شیر را به کاسه پس از دوشیدن شتران. (از اقرب الموارد). || تهی کردن دلو را از آب. (از منتهی الارب). دلو از سر چاه فراگرفتن تا آب در حوض ریزی. (تاج المصادر بیهقی). دلو را گرفتن و آنرا از سر چاه به لب حوض بردن تا در آن خالی کند. (از اقرب الموارد). || بار را با سنگینی بلند کردن. (از ذیل اقرب الموارد از لسان). دَلج. رجوع به دلج شود.
کلمات همقافیه با «دلوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر