معنی دلواپسی
6 بازدید
[ دِ پَ ] (حامص مرکب) حالت و کیفیت دل واپس. نگرانی و انتظار. (ناظم الاطباء). نگرانی از فوت چیزی یا پیش آمد بدی. (از فرهنگ عوام). اضطراب خاطر. تعلق خاطر. چون کسی سفر کند و پای بند محبت عیال و اطفال باشد، گوید: می روم لکن دل واپسی دارم از این رو بی قرارم. (آنندراج): چه فارغند ز دل واپسی عزیزانی که دل به عشوهٔ زیبای بی وفا ندهند. صائب (از آنندراج). - امثال: خانهٔ وسیع بی دلواپسی. (امثال و حکم). || ملالت. اندوه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دلواپسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر