معنی دلوار
5 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) دلور. بی باک. شجاع. دلاور. متهور. باجرأت. (ناظم الاطباء).[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ساحلی بخش اهرم شهرستان بوشهر. واقع در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری اهرم و کنار راه شوسهٔ سابق بوشهر به لنگه در ساحل دریا. با ۶۶۱ تن سکنه. آب آن از چاه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «دلوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر