معنی دل‌مشغولی

معنی دل‌مشغولی

6 بازدید
[ دِ مَ ] (حامص مرکب) دل مشغول بودن. حالت و کیفیت دل مشغول. اضطراب و تشویش. (ناظم الاطباء). نگرانی. هم. اضطراب خاطر: می خواهد که پیش خداوند باشد تا در آن مهمات و دل مشغولیها که نو افتاده است سخنی بگوید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۶۷). کارها ساخته است بحدیث علف و جز آن دل مشغولی هیچ نیست. (تاریخ بیهقی ص ۵۳۱). دل مشغولی نه از کشتن قاید است بلکه از آن است که نباید که آن ملطفه به خط ما به دست ایشان افتد. (تاریخ بیهقی ص ۳۲۵). حاسدان دوست... جهد خویش می کنند که دل مشغولیها می افزایند. (تاریخ بیهقی ص ۸۴). گفت یا فرخزاد ترا که گفت که به طلایه بیرون شوکه هزار دل مشغولی بردم. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی). همی گفت زودتری فرست فضل یحیی را بیاورند... تا مرا از این دل مشغولیها کفایت کند. (مجمل التواریخ والقصص). غالب ظن آن است که خبری بیرون نیاید و دل مشغولی ترا راه ندهد. (کلیله و دمنه). آمن نتوان بود که جماعتی او را بفریبند و بر سر عصیان دارند تا به طرفی رود و دل مشغولی آرد. (راحةالصدور راوندی). سلطان مسعود را دل مشغولی پیش آید به جانب هندوستان می بایست رفتن. (راحةالصدور راوندی).

کلمات هم‌قافیه با «دل‌مشغولی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید