معنی دلقوی
8 بازدید
[ دِ قَ ] (ص مرکب) قوی دل. معتمد. مطمئن : بسکه خوردم بس زدم زخم گران دل قویتر بوده ام از دیگران.مولوی.
کلمات همقافیه با «دلقوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر