معنی دلفین

معنی دلفین

7 بازدید
[ دِ ] (اِ) گیاه یکساله یا دائمی از نوع دلفینیوم با خوشه های مارپیچی دراز از گلهای زیبا. انواع یکسالهٔ آنرا معمولا زبان درقفا می گویند و گلهای سفید، قرمز، صورتی یا ارغوانی دارد. نوع دائمی آن معمولا گلهای سفید یا کبود می دهد. (از دائرة المعارف فارسی).
[ دُ ] (معرب، اِ) قسمی از پستانداران قاطوسی که گاه بالای آن به سه ذرع میرسد. (یادداشت مرحوم دهخدا). جانوری است دریایی که غریق را به پشت خود یاری دهد تا غرق نشود. (از منتهی الارب). دابه ای است بحری، که گویند غریق را نجات دهد و آن معرب است و مرادف آن دُخَس. ج، دَلافین. (از اقرب الموارد). جانوری است دریایی همچون خیک، مر مردم را دوست دارد و به کشتیها انس گیرد و غرقه شدگان را برهاند اگر مرده باشد یا زنده. (از التفهیم). ماهی بزرگ سیاه رنگ، و سر وی مانند خوک بود و دندان دارد. (از اختیارات بدیعی). اسم یونانی نوعی از سمک است که سر او شبیه به سر خوک و بی فلس است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). نوعی جانور ماهی شکل پستان دار از طایفهٔ ستاسه گوشت خوار و دندان دار و دارای دوازده قسم، و به عربی تُخَس گویند، و نوعاً طول آن از سه متر تا یک متر و نیم می باشد و همیشه بطور گله زندگانی می کند و در منطقه های حاره فراوان می باشد و رنگ قسمت فوقانی بدن وی خرمایی یا خاکستری پررنگ و قسمت تحتاتی سفید است و گاهی دیده می شود که رنگ همهٔ بدن خاکستری تیره است مانند دلفینهای اقیانوس هند. این حیوان را جهت گرفتن روغن بمقدار زیاد صید می کنند. (از ناظم الاطباء). هر یک از جانوران پستاندار از اقسام بال دندان دار و از تیرهٔ دلفینها، که در بیشتر اقیانوسها و گاه در رودخانه ها گله وار زندگی کنند. تیرهٔ دلفینها مشتمل بر بال کُشنده، بال سفید، فوسن، و دلفینهای واقعی است. طول متوسط دلفینهای واقعی از ۵/۱ تا ۵/۴ متر است و پوزهٔ درازشان آنها را از فوسنها مشخص می کند. دلفین معمولی (بطول ۲ تا ۵/۲ متر) مخصوصاً در دریای مدیترانه فراوان است، و صورتش در حجاریهای باستانی دیده می شود. دلفینهای رودخانه ای در آسیا و آمریکای جنوبی موجود است. (از دایرةالمعارف فارسی). تُخَس. دخَس. خنذیرالبحر. خوک ماهی. (الفاظ الادویة) (اختیارات بدیعی). ماهی یونس. ماهی بینی دراز. کچه ماهی. (تحفهٔ حکیم مؤمن). || نام ماهی کوچکی دارای باله های خاردار که در آبهای گرم زندگی می کند. (از دایرة المعارف فارسی). || (اِخ) در اصطلاح فلکی، صورت یازدهمین از صور نوزده گانهٔ شمالی فلکی قدما و آنرا صلیب نیز گویند. (از مفاتیح العلوم). نام صورتی از صور فلکیه از ناحیهٔ شمالی و آنرا بصورت دلفین حیوانی بحری یا خیکی پرباد توهم کرده اند و کواکب آن ده است. (از جهان دانش). نام صورتی از صور شمالی فلک که متشکل از ۱۸ کوکب است پنج از قدر سیم، و روشن تر از همه ذنب الدلفین است، و ستارگان عقدةالصلیب یا عقود نیز در این صورت است. (یادداشت مرحوم دهخدا). صورت فلکی شمالی، نام عربی قدیمتر و رایجتر آن صلیب بوده است، و خارجی ترین ستارهٔ آنرا عمودالصّلیب و منجمین ذنب الدلفین می گفتند. (از دائرةالمعارف فارسی).

کلمات هم‌قافیه با «دلفین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید