معنی دلفراخ
7 بازدید
[ دِ فَ ] (ص مرکب) با وسعت صدر. با سعهٔ صدر. سخی. بلندنظر: جوان شد حکیم ما جوانمرد و دلفراخ یک پیرزن خرید به یک مشت سیم ماخ. عسجدی. || آنکه دلی پرفتوح دارد. آنکه دارای دلی بزرگ و عظیم است و استعداد کسب عوالم روحانی را دارد. - دل فراخان؛ اولیاءاللََّه. مردان کامل. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی): دل فراخان را بود دست فراخ چشم کوران را عثار و سنگلاخ.مولوی.
کلمات همقافیه با «دلفراخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر