معنی دلشکر
6 بازدید
[ دِ شِ کَ ] (نف مرکب) دل شکرنده. شکرندهٔ دل. شکنندهٔدل. شکافندهٔ دل : نیست آگاه که چاه زنخ و حلقهٔ زلف دلبر و دل شکن و دل شکر و دل گسل است. فرخی. ترا به میمنه و میسره روان گردد دو خیل دل شکر جان شکار از آتش و آب. مسعودسعد. ای خواب من ربوده ز یاقوت پرشکر وی تاب من فزوده ز هاروت دل شکر. عبدالواسع جبلی.
کلمات همقافیه با «دلشکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر