معنی دلشده

معنی دلشده

6 بازدید
[ دِ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) عاشق. شیفته. گرفتار به عشق. عاشق صادق. (آنندراج): سوی خانه شد دختر دلشده رخان معصفر به خون آژده.فردوسی. به یزدان گرفتند هردو پناه هم آن دلشده ماه و هم پیشگاه.فردوسی. مردمان گویند این دلشدهٔ کیست برو که ز من دل شده این انده و اندیشه مراست. فرخی. زلیخا بر او همچنان دلشده دلش ز آتش عشق آتشکده. (یوسف و زلیخا). اندر پدر همی نگر و دلشده مباش بر زلف عنبرین و رخان چو ارغوان. ناصرخسرو. بخورد صبر مرا انتظار وعدهٔ وصل که صبر دلشده پنبه است و انتظار آتش. ادیب صابر. از شرم بمیرم ار بپرسی فردا کان دلشده زنده هست گویند که هست. انوری. گفتا که به پیش او نه نیکوست کاین دلشده مغز باشد او پوست.نظامی. دیدش نه چنانکه دیده می خواست کآن دلشده را ز جای برخاست.نظامی. و آن لعبت خوبروی زیبا زآن دلشده بود ناشکیبا.نظامی. وآن دلشده چون در او نظر کرد گفتا ز کجایی ای جوانمرد.نظامی. چندان بگذشت از آن بلندی کان دلشده یافت هوشمندی.نظامی. همه دانند که سودازدهٔ دلشده را چاره صبر است ولیکن چه کند قادر نیست. سعدی. ای مطرب از آن حریف پیغامی ده وین دلشده را به عشوه آرامی ده.سعدی. دلشدهٔ پای بند گردن جان در کمند زهرهٔ گفتار نه کاین چه سبب و آن چراست. سعدی. بارها گفته ام و بار دگر می گویم که من دلشده این ره نه بخود می پویم. حافظ. || مضطرب. پریشان. غمزده. مدهوش : پراندیشه شد سوی آتشکده چنان چون بود مردم دلشده.فردوسی. خوارزمشاه چون دلشده ای می باشد و بنده چند دفعه نزدیک او رفت تا آرام گونه یافت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۴۸). سِلِنطاع؛ دل شده در سخن خود. (منتهی الارب). || بی عقل و دیوانه. (ناظم الاطباء). مسلوس. (دهار). معتوه. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). مخبول. ممسوس. (السامی). تباه خرد: اسپ در تک افکندم چون مدهوشی و دلشده ای... (تاریخ بیهقی ص ۱۷۳).

کلمات هم‌قافیه با «دلشده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید