معنی دلشادخاتون
6 بازدید
[ دِ ] (اِخ) یکی از چهار دختر دمشق خواجه پسر امیرچوپان، و از خواتین مهم سلسلهٔ جلایری یا ایلکانیان بود. وی ابتدا به ازدواج سلطان ابوسعید درآمد و از او دختری بزایید که در طفولیت بمرد. و پس از مرگ ابوسعید، همسر امیر شیخ حسن بزرگ ایلخانی شد، و از او دو پسر یافت که اولی سلطان اویس ایلکانی است که از سال ۷۵۷ تا ۷۷۶ هـ . ق. در بغداد سلطنت کرد. دلشادخاتون از حامیان معروف شعر و ادب و علوم بود و سلمان ساوجی مادح وی بشمار می آمد. (تاریخ عصر حافظ) (از سعدی تا جامی). رجوع به تاریخ مغول عباس اقبال شود.
کلمات همقافیه با «دلشادخاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر