معنی دلسوخته

معنی دلسوخته

7 بازدید
[ دِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) سوخته دل. مهموم. مغموم. (ناظم الاطباء). اندوهناک. غمگین. پریشان خاطر. غمناک. (آنندراج). مظلوم. ستمکش. (ناظم الاطباء). ستمدیده. رنج دیده. مصیبت دیده. داغ دیده. داغدار. آزرده خاطر. آزرده دل. الم رسیده. مصیبت رسیده : پس بگوئید ز من با پدر و مادر من که چه دلسوخته و رنج هبائید همه.خاقانی. خاقانی دلسوخته با جور تست آموخته دل در عنا افروخته تن در عذاب انداخته. خاقانی. چون عاشق خویش را در آن بند دلسوخته دید و آرزومند.نظامی. گاهگاهی بگذر بر صف دلسوختگان تا ثنائیت بگویند و دعایی بدمند.سعدی. گر شمع نباشد شب دلسوختگان را روشن کند این غرهٔ غرا که تو داری.سعدی. خوش بود نالهٔ دلسوختگان از سر درد خاصه دردی که به امید دوای تو بود. سعدی. سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس اندوه دل سوخته دلسوخته داند.سعدی. صوفیان جمله حریفند و نظر باز ولی زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد. حافظ. گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم که نهانش نظری بر من دلسوخته بود.حافظ. هردمش با من دلسوخته لطفی دگر است این گدا بین که چه شایستهٔ انعام افتاد. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «دلسوخته»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ته» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید