معنی دل‌زنده

معنی دل‌زنده

6 بازدید
[ دِ زِ دَ / دِ ] (ص مرکب) زنده دل. بانشاط. نشیط. سرزنده. شادمان. باروح. مقابل دل مرده. || کنایه از بیداردل و دانادل، زیرا که علم را به حیات و جهل را به موت تشبیه داده اند، و شب زنده دار را شب بیدار گویند پس به هر دو معنی مجاز است از قبیل ذکر الملزوم و ارادة اللازم. مقابل دل مرده. (آنندراج). بیدار و هوشیار. (ناظم الاطباء). دل آگاه : کو محرم غم کشتهٔ دل زنده بدردی کین راز به دل مردهٔ خرم نفروشم.خاقانی. او طرب می کرد و لب دل زنده بود خنده میزد وآن چه جای خنده بود.عطار. مژگان تو تا تیغ جهانگیر برآورد بس کشتهٔ دل زنده که بر یکدگر افتاد.حافظ. از خشن پوشی چه پروا عارف دل زنده را پشت آئینه چو شد روشن گهر زر گو مباش. (از آنندراج).
[ دِ لِ زِ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) دلی که روح و نشاط و عشق دارد: دل زنده هرگز نگردد هلاک تن مرده دل گر بمیرد چه باک.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «دل‌زنده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید