معنی دلرمیده
9 بازدید
[ دِ رَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) رمیده دل. آنکه دل او رمیده باشد. دل از دست داده. ترسان. هراسان. بیم زده : دل رمیده کی تواند ساخت با ساز وجود سگ گزیده کی تواند دید در آب روان. خاقانی. یاری دو سه داشت دل رمیده چون او همه واقعه رسیده.نظامی.
کلمات همقافیه با «دلرمیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر