معنی دلرفته
6 بازدید
[ دِ رَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) رفته دل. بی جان. بی دل. ضعیف القلب. (ناظم الاطباء). بیم زده: مُستلفَج؛ دل رفته از ترس. (منتهی الارب). || دل از دست داده. مفتون شده. عاشق و واله گشته.
کلمات همقافیه با «دلرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر