معنی دلداری دادن
10 بازدید
[ دِ دَ ] (مص مرکب) تسلیت گفتن. تسلی دادن. غمگساری کردن. مصیبت زده یا داغدیده یا پریشان خاطری را تسکین بخشیدن. (فرهنگ عوام). مایهٔ دلخوشی کسی را با اندرز و نصیحت فراهم کردن و از غم و اندوه او کاستن. کسی را تشویق کردن و بر جرأت او در اقدام به کاری افزودن. (از فرهنگ لغات عامیانه): یوسف... برخاست و همه را در کنار گرفت و دلداری داد و گفت فارغ باشید. (قصص الانبیاء ص ۸۴). برادران او را در کنار گرفتند و هریکی او را دلداری دادند. (قصص الانبیاء ص ۶۱). هر یک را بقدر خویش دلداری دهد. (گلستان سعدی).
کلمات همقافیه با «دلداری دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر