معنی دلتنگ گردیدن
7 بازدید
[ دِ تَ گَ دَ ] (مص مرکب) دلتنگ شدن. دلتنگ گشتن. تنگدل گردیدن. غمگین و افسرده خاطر گشتن. تَحَجُّم. (از منتهی الارب). رجوع به دلتنگ و دلتنگ گشتن شود.
کلمات همقافیه با «دلتنگ گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر