معنی دلبجای
8 بازدید
[ دِ بِ ] (ص مرکب) (از: دل + به +جای) شجاع و دلیر، مقابل دلشده. که از جای نرود. که ثبات و استقامت دارد: پادشاه هوشیار و دل بجای و بیدار باید. (راحة الصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «دلبجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر