معنی دلبازی
10 بازدید
[ دِ ] (حامص مرکب) دل بازی. حالت و چگونگی دل باخته. (یادداشت مرحوم دهخدا). دل باختگی : نخست با تو به دلبازی اندرآمده ام چو دل نماند تن دردهم به جانبازی. سوزنی. رجوع به دلباز و دل باختگی شود. || تهور و گستاخی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دلبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر