معنی دفه
6 بازدید
[ دَفْ فَ / فِ ] (اِ) آلت جولاهان که تار جامه بدان هموار کنند وقت آهار دادن. (از آنندراج). افزاری مانند شانه که تارهای تار را از آن گذرانند، و تار نقیض پود است. (از لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). دفته. دفتین. و رجوع به دفته و دفتین و دفین شود: به دفهٔ جد و ماشوره و کلابهٔ چرخ به آبگیر و به مشتوت و میخ کوب و طناب. خاقانی.[ دَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. سکنهٔ آن ۲۶۱ تن. آب آن از رودخانهٔ مهاباد و محصول آن غلات و توتون و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «دفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر